تبليغاتX
๑§۞§๑ من و پروانگی هایم ๑§۞§๑

๑§۞§๑ من و پروانگی هایم ๑§۞§๑
๑۞๑ پروانه ها هرگز نمیمیرند ๑۞ّ๑ 

گاهی فقط باید کاشت

تمام جیغ ها و فریاد ها و اشک های نیمه شب را

در گلدانی که گلهای کاغذی آنرا باد به آسمان برد

دستان کوچک من حتی تا سقف هم نمی رسد!!!!

[ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 2:58 PM ] [ ๑๑ پروانه ๑๑ ]

عجب روزگاری را سپری میکنیم هرچیــــــــــــــــزی جایگزین دارد

عشق

همسر

حتی خدا

 

چه زندگی پوشالی ی، اینجا میتوان معنای واقعی بودن یا نبودن را فهمید

گاه گاهی درون آدمی یک حس خاص جوانه می زند

نمیدانم چیست :   حسرت، اندوه و یا دلتنگی

امروز به وسعت تمام لحظه های شاد بودنم دلگیرم

نمیدانم چرا و چگونه و از کجا آغاز شد

اما روان پریش شده ام حتمأ، اینرا خوب می دانم

من دخترک اندی ساله که همیشه و همیشه نگران مصیبتی ست که شاید هرگز عمرش کفاف ندهد که این سختی را لمس کند اما همچنان به سوگواری غم برنخواسته نشسته 

چه باید کرد و چه باید گفت به این همه دیوانگی

حتی پروانگی هایم هم حریف این حس مخوف نمی شود

و امروز بر قله ی احساساتم

من مبتلا شده ام

مبتلا به بیماری حادی که واگیرهم ندارد اما از درون مرا میپاشد به تمام لحظه های دردناک آینده ای که شاید هرگز رخ ندهد

پ.ن.

بگذار اینبار اینگونه باشد ...

[ سه شنبه پنجم مهر 1390 ] [ 3:56 PM ] [ ๑๑ پروانه ๑๑ ]

دیوارها را بالاتر برید

سدها را محکمتر کنید سیلی عظیم ره می پیماید

حریم ها این روزها راحت تر می شکند

...

دگر آدم به نزول خود در دل سنگ هم قانع است پس چنین است که اینچنین می شویم

...یادش بخیر هابیل و قابیل... 

آری یادش بخیرند این دو در مقابل برادران امروزی

...

دلبسته ی زمینی جماعت می شویم گویا فقط در توهم سرخ خیال ورنه این زمین بزرگترین پلی ست که در زندگی باید عبورش کرد با دلپریشانی سقوط گاه گاه

...

من ثروتمند ترین مردمانم و بی پولترین آنها

...

به دنبالش در سیاهی چادر زنانه و محاسن مردانه نگرد هرکجا لبخند نشاندی همانجاست خدا

خدا اینجاست

زبیگانه تمنا نکنیم

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ 10:41 AM ] [ ๑๑ پروانه ๑๑ ]

در پیله ی تنهایی خویش، درپی روزنه ای می گردم

خدا تمام پیله ام را در آغوش خود محکم نگه داشته است

و من در تکاپوی پرواز

و خدا و لبخند

نوای دلنوازی می آید...

اندی صبر سحر نزدیک است

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 10:11 AM ] [ ๑๑ پروانه ๑๑ ]

میچیدیم با آغوش مهربانانه ی خداوند گلهای ارغوانی محبت را که از روزنه ی کوچک مردمک چشمان آرام تقدیم می کردیم به تمامی کودکان سرزمین سردردهای مزمن نارنجی تا تسلی نگاه نگران مادران غمگین باشد و هم گرمی کوتاهی به  خنده ی سرد نوگلان دنیای امروز...

مهر میکاشتیم و آرامش درو می کردیم

سالی و ماهی

رمضان و عیدی

جمعه ها و جمعه ها

 

کاش هرگز اثر شورچشمی دگری را حس نمیکردیم در دل این روزنه

کاش هرگز اهریمن را جایگاهی نبود در میان کودکان

و اینک همه صبروری می کنند تا پایان را بیابند

پایان مهرورزی........... به راستی پایانی می توان برای بذر عشق در نظر گرفت

حال، تمامی اعضای روزنه ی مهر نیازمند مهرند تا بمانند

چه غم نمناک سردی

لطفاً برایمان از آسمان مهر بچینید تا ماندگار شویم

[ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 2:44 PM ] [ ๑๑ پروانه ๑๑ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

پیله های بسیاری دیده ام!!
آویزان از درختی در جنگلهای دور..
افتاده بر لب پنجره..
رها در جویهای خیابان..
اما،
هرچه فکر میکنم یک پروانه بیشتر در خاطرم نیست.
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت عکس